به خانه دانش آموزان بندر خوش آمدید
روز یک شنبه عصر کلاس را برای ایستگاه نقاشی شاگردانم آماده کردم . با یکی دو تن از بچه ها نیمکت ها را بیرون بردیم و دیوار کلاس را کاغذ چسباندیم . صندلی ها را هم مرتب چیدیم . دو شنبه صبح که بچه ها به کلاس آمدند شاد و خوش حال بودند از این که امروز در کلاس ایستگاه نقاشی است و شروع کردند به نقاشی با رنگ گواش . بماند که در این بین رنگ گواش چه که بر سر و روی بچه هایی که روپوش نیاورده بودند آورد ... نقاشی ابراهیم ساده بود ولی دنیایی از حرف داشت . تعبیرهای کودکانه اش خیلی به دلم نشست . اینجا بچه ها تازه دست به کار شده اند و با ماژیک طرح نقاشی خود را می کشند . این هم نصفه ی دیگر بچه ها نام ایستگاه نقاشی مان از یاس تا عباس بود . این نام را در وبلاگ یکی از دوستان دیدم خیلی به دلم نشست . خانه ی کعبه ی بهراد با "یا حسین" تزیین شده است من سه نفر از بچه ها به قید قرعه انتخاب کردم و به آن ها یک ماشین کلاس بالا البته از نوع اسباب بازی اهدا کردم و بقیه بچه ها هم از آقای باربرز معاون پرورشی مدرسه مان مداد هدیه گرفتند . زنگ سوم که با هزار مکافات رنگ ها را جمع کردیم و صندلی ها را تمیز ، کلاس به روال قبلی خود برگشت و بچه ها باز هم درگیر کتاب و درس شدند که هیئتی از سازمان آموزش و پرورش استان و مدیریت آموزش و پرورش منطقه و مدیریت آموزشگاه وارد کلاس شدند که هم بچه ها و هم خانم معلمشان را مورد تشویق و لطف خود قرار دادند . زنگ پنجم بچه ها اجرای پروژه ی علوم داشتند و علی با یک عالمه قابلمه و تنگ و ... مشغول اجرای پروزه بود که باز یکی از مدیران منطقه بردخون وارد کلاس شدند .
تصاویری از ایستگاه نقاشی ما را دنبال کنید .
بچه ها روز خوبی داشتند ، روزی که هم نقاشی کشیدند ، هم مهمانان زیادی در کلاس داشتند و هم با یک عالمه جایزه از کلاس بیرون رفتند .
برچسبها: ایستگاه نقاشی, خاطرات من و بچه ها, نقاشی با رنگ گواش, نمایشگاه نقاشی
| Design By : خانم معلم بندري |









