به خانه دانش آموزان بندر خوش آمدید
حالا که بچه ها بعد از زنگ علوم قبل با جانوارن انس بیش تری گرفته اند ، برای تثبیت یادگیریشان به نظرم این فعالیت بهترین بود . بچه ها را به نمازخانه مدرسه می برم و آن ها را به چهارگروه تقسیم می کنم . اینجا محیط باز است و بچه ها می توانند با آزادی عمل بیشتری فعالیت کنند ، بخوابند ، پاهایشان را دراز کنند و ... . کارتن های تابلوها را به اندازه ی نیاز برش می زنم و در اختیارشان می گذارم . یک نفر سرگروه با مشورت خودشان انتخاب می کنند تا بر کار گروه نظارت کند . به هر گروه پاکتی می دهم . از آن ها می خواهم که پاکت را باز کنند . ابتدا جانوران درون پاکت را روی زمین بچینند و هر کدام را نام ببرند . سپس با قیچی اشکال را برش بزنند . برخلاف همه که می گویند روی زمین کاغذ نریز ، به بچه ها می گویم : هر چقدر دلتان می خواهد کاغذها را برش بزنید . من کاغذ ریزه های رنگی زیر دست و پایتان را دوست دارم . آخر سر که کارتان تمام شد با هم آن ها را جمع می کنیم . حس رقابت بین گروه ها شدید است . بچه ها با دقت اشکال را برش می زنند . زنگ استراحت به صدا در می آید ، اما هیچ کس حاضر نیست فعالیتش در گروه را ترک کند . همکاری شان با اعضای گروه را دوست دارم . بچه ها با دیگر گروه ها هم تعامل دارند و علیرغم حس رقابتی که بینشان است ، آن ها را تشویق می کنم که کاغذهای رنگی اضافی یا چسب و قیچی را با دیگر دوستانشان در گروه های دیگر تقسیم کنند . این جا یک جامعه کوچک است . بچه ها باور کرده اند که علاوه بر فعالیتشان در گروه در صورتی موفقند که با دیگر گروه ها هم کار کنند . در مدرسه ی ما آقای مدیر هیچ چیزی برای آموزش بچه ها کم نمی گذارد . هر چه گفته ام با جان و دل آماده کرده است . لطف معاونین مدرسه هم نباید نادیده گرفت . بهتر است بگویم بهترین مدیر و معاون و محیط مدرسه دنیا را دارم . بچه ها هم که در تک بودنشان شکی نیست و به نظر خودم این یعنی همان رضایت شغلی . چیزی نمی گذرد که تابلو بچه ها آماده می شود . خودشان کارشان را با دیگر گروه ها مقایسه می کنند . برای فعالیت بهتر در آینده نتیجه گیری میکنند . هر گروه برای دوستانشان از آن چه ساخته اند می گویند . تعبیراتی که به کار می برند برای من هم جالب است . تابلوها را ته سالن ، کنار کلاس به دیوار می چسبانیم . زنگ استراحت نمایشگاهی از محیط زندگی جانوران با انواعی از موجودات اهلی و وحشی در مدرسه برپا می شود .
" چه خوب ! در بازار مقوا هم به این بزرگی گیر نمی آید ."
روز دوشنبه ساعت سوم و چهارم درس علوم و هنر داریم . شب قبل برایشان چهار پاکت آماده کرده ام .
در هر پاکت ۲۸ کارت از جانوران مختلف متناسب با محیط زندگیشان می گذارم .
به هر گروه بسته ای کاغذرنگی می دهم . از آن ها می خواهم که هر کدام محیطی شبیه به محیط زندگی جانوران بر روی صفحه کاغذی بزرگ ایجاد کنند .
بچه ها ریخت و پاش کردن را دوست دارند .
این فقط یک تابلو ساده از یک محیط زندگی نیست ، دنیایی از زندگی است .من تعبیر بچه های گروه جنگل را برایتان می نویسم :
" میمونی مرده است . از بالای درخت پایین افتاده . کوالاها از ترس حیوانات وحشی همیشه بالای درختند . زرافه ای که حرف مادرش را گوش نکرده و برای بازی به کنار کوه رفته است اسیر یک ببر وحشی شده . کوه آبشار زیبایی دارد . آبشار به درختان جنگل آب می دهد . حیوانات هم از آب آبشار می خورند . "
محیط زندگی در جنگل در نظرشان وحشی است . اما آب و آبشار نشانگر زندگی و پویایی آن است .
بچه ها احساس خوشایندی از فعالیت امروزشان دارند . من هم خوش حالم ...
+ وبلاگ شاگردانم محمدشایان و عرفان
+ کلاس و بچه های این مدرسه را بیشتر بشناسید .
| Design By : خانم معلم بندري |












